از این طرف کمند رو پسر داییش که در از ترس کینه محمد میبره به شمال تا از صدامات احتمالی محمد به کمند جلو گیری کنه که
این وسط کمند مظلممون با دوست پسرداییش اتفاقی و به طرز بسیار جالب میشه (بهراد خان) و اینجاست که محمدمون به خودش میاد و تلاش میکنه کمند رو بدست بیاره کشمش بین بهراد و محمد از یه طرف و همچنین علت تجاوز و خودکشی ستاره و و قصاص کیانم از یه طرف
ویه سری اتفاقات میفته من نمیخام بگم و خودتون برید بخونید (محمدمون به اجبار کمند خانم رو حامله میکنه تا از دستش نده)
شخصیت محمد :پررو /خشن/ مهربون فقط برای کمند /خودخواه/بیش از حد عاشق/رنج کشیدهاز دوران کودکی/لجباز و یکدنده
شخصیت کمند:بی نهایت مظلوم /مهربون/عاشق محمد/خجالتی /اروم /باوقار / متین /اندکی هم خنگالبته تو داستان شخصیت هایی هم بودند که حضور فعال و پررنگی تو داستانمون داشتند که من اشاره نکردم چون اساس داستان رابطه بین محمد و کمند بود
شخصیت هایی مثله :فرزاد (دوست محمد که حضور پررنگی داره هم در فصل اول و فصل دوم ! نقش مثبت )
به نظر من تو این داستان و تنش هایی که بین محمد و کمند اتفاق میفته و عشق پابرجاشون و موضوعاتی که پیش میاد جالب غیر منتظره هست، خوندنشم خالی از لطف نیست و پیشنهاد میکنم بخونین چون سورپرایز میشین قلمش هم قوی هست و به طور ماهرانه ذهن رو گول میزنه
در دو فصل این رمان نوشته شده که من فصل اول رو فقط نقد کردم (مجزا فصل دیگه رو هم نقد کردم)